امروز خبری از ترامپ خواندم که گفته بود، در صورتیکه با ایران توافق نشود، برای ایران و متاسفانه مردمش روز بسیار بدی خواهد بود.
بازیِ عجیبی شدهاست. بخشی از مردم مشتاقانه منتظر حمله ی امریکا هستند. به خیالشان راه برونرفت از این باتلاقی که در آن گیر کردهایم حملهی کشور خارجی است. بخشی دیگر، مخالف حمله ی کشور خارجی به ایران هستند. و آنان که مخالف جنگند؛ لزوما دل در بقا و استحکام شرایط موجود ندارند. اما نمیتوانند دل به جنگ بدهند.
با خواندن متن خبری ترامپ، فکر کردم ترامپ خودش میگوید اگر جنگ شود، برای مردم ایران روز بدی خواهد بود! بعد چطور بخشی از مردم ایران شعار نه به مذاکره میدهند! و مشتاقانه منتظر وقوع جنگ هستند؟!
مردم ایران به ستوه آمدهاند، مستأصل شدهاند. به معنای واقعی کلمه حریف شرایط موجود نمیشوند. در طی این سالها از تجمع اعتراضی سکوت، به خون و خونریزی رسیدند. از سفرههایی با حداقلها، به سفرههایی خالی رسیدند. فشاری نبودهاست که طی این سالها تجربه نکردهباشند.
ظاهرا گریزی نیست، از واقعیت فقر و واماندگی، غم و خشونت به سراب آزادی و پیشرفت میرسیم. وضعیت فعلی مردم ایران، مانند تشنهای است که در بیابانی بی آب و علف گیر کردهاست. از دور سراب میبینند. لنگ لنگان زیر تیغ تیز آفتاب به امید آب خودش را به آن میرساند. آبی نیست، سرخورده و ناامید میشود. اما اگر کسی به او بگوید آن چیزی که میبینی جویباری خنک نیست، بلکه سراب است، باور نمیکند. الان هم ترامپ میگوید اگر توافق نکنیم، جنگ میشود و برای ایران و متاسفانه مردمش روز بسیار بدی خواهد بود. اما چشمهای ما به سراب است. ما مردم ایرانی جمعی رو به سراب میدویم.
امیدوارم داستان هاجر افسانه نباشد. تاریخ دوباره تکرار شد، در زیر پای این مادران و پدران فرزند ازدستداده، این مردمان داغدیده که بدنبال سراب هستیم، در زیر پاهایمان، چشمهی زلال زمزم بجوشد. قبل از آنکه چهرهی کریه جنگ را ببینیم، روزنه ای از تغییر و بهبود اوضاع را شاهد باشیم. ماندن در وضعیت فعلی که بدنبال هر سرابی روانه شویم، به صلاح ما مردم نیست. ورود در جنگ هم برای ما هیچ ارمغانی بهمراه نخواهد داشت. امیدوارم چشمهی زمزم بجوشد.
* لینک انگلیسی خبر:
https://truthsocial.com/@realDonaldTrump/posts/116121997925438698
*لینک فارسی خبر:
https://t.me/VahidOnline/70868